تبليغاتX
دست دعا, چشم امید

 

از سفر جنوب که برگشتیم بهم گفت میدونی الان چه آرزویی دارم؟

گفتم :چی؟

گفت : میدونی از شهدا چی خواستم؟

پرسیدم: چی؟

گفت: میدونی خواستم بعد از اینجا کجا برم؟

گفتم: کجا؟

گفت: کربلا

زیارت سید الشهدا

گفتم:ایشالله با هم!

این حرف رو گفتم ولی ته دلم یه چیز دیگه بود

احساس میکردم هنوز آمادگیش رو ندارم

هنوز ظرفیتش رو ندارم

هنوز از ته دلم این آرزو رو ندارم

امروز اون رفت

رفت کربلا

با هم نرفتیم

اون سعادتش رو داشت رو داشت

اما...........من لیاقتش رو نداشتم

 

+ اقلیما |

 

فصل امتحانات "تمام شد اما...

"کوئیزهای کلاسی"همچنان ادامه دارد...

 

+ اقلیما |

 

عید ، میعادی در زمان است و فطر میثاقی با فطرت!

 

 

+ اقلیما |

 

مطالب قبلی را در این وبلاگ بخوانید:

 vozoo.blogfa.com

+ اقلیما