حسین حسین حسین حسین
رفتیم مجلس عزای حسین(ع)
به حال خودمان گریه کردیم
حسین حسین حسین حسین
دو سال پیش همین موقع ها بود
جلسه ی آخر درس آلی 1
سر کلاس نیومده بود
با خودم گفتم خوب جلسه ی آخره دیگه نیومده
ظهر که رفتم نمازخونه ی دانشگاه ریحانه رو دیدم
پکر بود
گفتم چی شده؟
گفت مگه خبر نداری؟بابای فلانی شهید شده!
کپ کردم
گفتم چی؟
گفت همون هواپیمایی که دیروز سقوط کرد خلبانش بوده
دیگه حال خودم رو نفهمیدم
زانوام سست شده بود
با خودم گفتم
اگر آه تو از جنس نیاز است
در باغ شهادت باز باز است...