تبليغاتX
دست دعا, چشم امید - زبان حال!
 

امشب كجايي اي همه ي شور و حال من

ابري شدست آبي چشم زلال من

دلتنگم آنچنان كه غريبانه اشك ريخت

دريا به روزگارم و باران به حال من

اي علت لطيف تغزل ! كمي بخند

تا بشكفد ترانه به لبهاي كال من

حافظ بگو چه شد كه به ديوان شعر تو

تنها سكوت و اشك و شكست است فال من؟

تا كي بيايي از پس آن قله هاي دور

در انتظار مي گذرد ماه و سال من

گفتي بيا و در دل من آشيانه كن

اي كفتر شكسته دل خسته بال من!

 

+ اقلیما |